هانس ون مانن با رویکرد سیستمی به بررسی هنر در جامعه مدرن پرداخته است و هدف اصلی او در نظریهاش توسعه مدلهایی است که میتواند جهانهای هنری را سازماندهی کند. تحولات اجتماعی را حاصل اثرگذاری هنر بر ارتقاء سطح کیفی اقتصادی، اجتماعی و آموزشی میداند. باهاوس نیز اولین مؤسسه بینالمللی شناخته شدهای بود که نگرش منسجمی را نسبت به طراحی مدرن و ارتباط آن با فرهنگ تصویری تدوین کرد. ساختارشکنیهای مدرنیستی باهاوس بیش از یک رویه تجربهگرایانه بود که توسط برنامه رسمی مدرسه برای جهانیسازی عقلانیت حاصل از تفکر مدرن گسترش پیدا کرد. هدف از انجام این پژوهش شناخت و بررسی آموزههای باهاوس به عنوان نقطه عطفی در مدرنیته بر اساس نظریه عملکرد اجتماعی ارزشهای زیباییشناسی هانس ون مانن میباشد. سؤال اصلی تحقیق این است که آموزههای مدرن مکتب بینالمللی باهاوس بر اساس نظریه عملکرد اجتماعی هانس ون مانن چه ویژگی هایی دارد؟ روش پژوهش از نظر نوع کیفی، روش تجزیه و تحلیل توصیفی-تحلیلی با رویکرد تاریخی، گردآوری دادهها به صورت کتابخانهای و با مشاهدهی آثار این مکتب است. تحلیل داده ها با استفاده از نظریه عملکرد اجتماعی هانس ون مانن صورت گرفته است. از یافتههای پژوهش، این نتایج حاصل شد که مکتب بینالمللی باهاوس در پیوند با نظام های اجتماعی جهان شمول شکل گرفته و مؤلفههای باهاوس با نظریه عملکردی هانس ون مانن همسو است؛ اما آموزهها و اهداف همواره در معرض خطر میباشد؛ به این دلیل که جوامع و افراد فرصت بهرهبرداری از ارزشهای ذاتی هنر را ندارند؛ در صورتی که تنها ارتباط زیباییشناختی و هنری میتواند عملکرد اجتماعی را فراهم کند.